السيد الخميني ( مترجم : فهرى )
شرح دعاى سحر 39
شرح دعاى سحر ( فارسى )
افاضه نمى شود از ناحيهء نقصان استعداد است . پس اگر پذيرنده ، استعداد پذيرش فيض را داشته باشد فيض الهى از خزينههايى كه پايان ندارد و كمبودى در آنها ايجاد نمى شود و از معادن فيضى كه غير متناهى است و نقصان پذير نيست ، بر أو افاضه خواهد شد . در حقيقت اخلاص پس دعا كننده را سزاوار چنين است كه تا مىتواند باطن خود را منزه كند و آن را از آلودگى ها و ملكات پست تهى سازد تا دعايش از مرحلهء گفتار به مقام حال ، و از مقام حال به لسان استعداد رسد و از ظاهر به باطن سرايت كند تا دعايش مستجاب گردد و به مقصدش نائل شود . پس كوشش كن تا مگر باطنت دعا كند و باطنت طالب باشد تا درهاى ملكوت بر قلبت گشوده شود و اسرار جبروت بر سرّت و ضميرت منكشف گردد و كشتى عقلت در درياهاى خير و بركات به حركت درآمده ، به ساحل هاى نجات برسد و تو را از گردابهاى هلاك نجات بخشد و با دو بال ( علم و عمل ) از اين سراى تاريك و خانهء هلاكت و بدبختى به عالم انوار پرواز نمايد . و مبادا در مقابل اين صفات حسنى و امثال عليا كه آسمان ها و زمين ها بر آنها استوار است و همهء عوالم با نور آنها روشن است ، رسيدن به شهوتهاى پست و لذتهاى فانى و پوسيده و غرضهاى حيوانى و كمالات چهارپايان و درندگان را در نظر داشته باشى ، بلكه بايد در طلب كرامتهاى الهى و انوار عقلى و كمالات لايق مقام انسان به عنوان آنكه انسان است ، باشى و بهشتى را كه به پهناى آسمان ها و زمين طلب كنى . تازه اين هم در ابتداى سير و سلوك است و گر نه « نيكى هاى